على رفيعى

255

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

فرزند ارجمندش به همين بهانه جلوگيرى كرد . « 1 » حضرت مهدى ( عج ) وقتى ديد جعفر با بازماندگان پدرش درباره ميراث منازعه مىكند ، ناگهان در جمع آنان حاضر شد و خطاب به جعفر فرمود : « اى جعفر ! چرا متعرض حقوق من مىشوى ! » سپس از نظرها پنهان گشت . جعفر مات و مبهوت شد و هر چه در اطراف جستجو كرد ، اثرى از آن حضرت نيافت . « 2 » 4 - در جريان جلوگيرى جعفر از دفن مادر امام عسكرى عليه السلام در كنار همسر و فرزندش : « حديث » وصيّت كرد كه او را در كنار همسرش امام هادى و فرزندش امام عسكرى عليه السلام دفن كنند ؛ ولى جعفر مانع شد و گفت : خانه از آن من است . حضرت مهدى ( عج ) بار ديگر در برابر او ظاهر شد و فرمود : « اى جعفر ! آيا اين خانه از تو است ؟ ! و فورى از نظر پنهان شد . « 3 » موضع‌گيريهاى بموقع و حساب شده امام عليه السلام در برابر انحراف‌هاى جعفر ، موجب شد كه وى با همه تلاش‌هاى مذبوحانه‌اش نه تنها نتواند به خواسته خود دست يابد ؛ بلكه روز به روز نزد دوست و دشمن از موقعيتش كاسته شود و نزد همگان منفور و مطرود گردد . به‌عنوان نمونه جعفر پس از ناكامى و نااميدى از شيعيان ، براى به رسميّت شناختن امامت خود ناچار به دولتمردان عباسى متوسل شد . ابتدا نزد عبيدالله بن خاقان ، وزير معتمد رفت و گفت : « منزلت و مرتبت پدر و برادرم را براى من قرار بده ، در مقابل ، من هر سال بيست هزار دينار طلا به تو مىپردازم . » عبيداللّه او را از خود راند و به وى تا زمانى كه زنده بود اجازه ملاقات نداد . « 4 » جعفر نزد خليفه رفت و همان خواسته را تكرار كرد . معتمد نيز بدان پاسخ رد داد و گفت : مقام و منزلت برادرت از سوى ما اعطا نشده بود ؛ بلكه از سوى خدا بود و تلاش ما در جهت از بين بردن اين مقام بود . ولى خداوند از آن ابا كرد و هر روز بر عظمت و

--> ( 1 ) - ر . ك . تاريخ الغيبة الصغرى ، ص 314 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - كمال الدين و تمام النعمة ، ج 1 ، ص 43 .